my vocalist soprano archive winter 2014 - author teacher:me - rabeah razavi

محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آلتراسیون در آکوردها - آکوردهای درجه دوم و پنجم و سوم و ششم - نمایان
نویسنده :  رابعه رضوی
 Rabeah Razavi 
 ساعت ۸:۵۶ روز ۱ دی ۱۳٩٢
 
درود بر همراهان وبلاگ وکالیست.
این نگاشته به " آکوردهای آلتره " می پردازد. گفتیم که همه نتها می توانند " آلتره " شوند یا به بیان بهتر دیز یا بمل بپذیرند. اما بدان گونه که درجه یا مد یا تنالیته گام  دگرگون نشود.
اینک باید دانست که آکورد آلتره سه صدایی ( که خود از 3 نت تشکیل یافته و نت چهارم تکرار یکی از 3 نت مزبور است) به آن گروه از آکوردها گویند که یک یا چند نت آن به سوی پایین (بمل شده ) یا به سوی بالا ( دیز ) شده باشد. یا به بیان بهتر آکوردهای آلتره آکوردهایی هستند که برخی نتهایش( یک یا چند نت ) در آن به بالا یا پایین یا هر دو سو  " آلتره  شوند .
گفتیم که آلتراسیون "  درجه آکورد " را دگرگون نمی کند  و تنها "پیوند آکورد " با دیگر آکوردها را تقویت می کند.
 استاد منصوری در کتاب هارمونی تحلیلی در ص 143  فصل یازدهم در پیوند درجه دوم به پنجم  (II    --- V)  بیان می دارند هرگاه سوم آکورد درجه دوم( II) به سوی بالا آلتره شوند ، حل بر آکورد درجه پنجم(V) ، خوشایندتر است.
برای دانستن بهتر این موضوع ، نمونه ای را بررسی می کنیم:
نتهای ر - لا   هر دو گرد و درکلید فای خط  چهارم و  فا -  ر  هر دو گرد و در کلید سل  یا آکورد درجه دوم II  
به   نتهای سل - سی  هر دو گرد و در کلید فای خط چهارم - سل - ر   هر دو گرد و در کلید سل  یا آکورد درجه پنجم V
را  اگر بنگریم ، در " آلتراسیون "  آکورد درجه دوم به سوی بالا ، به چنین ترکیبی می رسیم:
ر - لا  هر دو گرد و  در کلید فای خط چهارم  - فا  دیز  - ر هر دو گرد و در کلید سل . ( آکورد آلتره درجه دوم II)
به سل - سی هر دوگرد و در کلید فای خط چهارم - سل - ر  که هر دو گرد و  در کلید سل بوده یا  آکورد  درجه پنجم  V ، " حل " می شود.
نکته : برای نگارش این آلتراسیون باید دیز را زیر خطوط میزان و بالای نشانه آکورد ، بنگاریم. این نماد بدون عدد ، نشانه تبدیل " آکورد ماژور به مینور " در " آلتراسیون " است.
اما اگر بخواهیم در آکوردی ، پنجمش آلتره شود ، نشان دیز را بالای عدد 5 و زیر خطوط حامل قرار می دهیم . هر گاه بدون عدد ، نشانه دیز را دیدیم  مفهومش این است که سوم آکورد ما ، " آلتره شده " ست که مفهومش دگرگونی آکورد بزرگ به کوچک است.
(یا در مواردی مینور به ماژور ). 
تجربه اینجانب ، رابعه رضوی علوی ، نویسنده و آموزگار وبلاگ وکالیست ، می گوید که چنین آلتراسیونی بسیار شنیدنی است و گاه در برخی قطعات برای پایان بندی ، از این نمونه استفاده می شود .
 این نتیجه خوشایند شنیداری ، در صورتی است که دو آکورد را مستقل از تنالیته " دو ماژور " که اکوردهای درجه دوم و پنجم مزبور ، بخشی از آن است را در نظر بگیریم.
اما اگر هر دو را بخشی از ساختار " دو ماژور " ، بدانیم ، دلیل حقیقی " آلتراسیون " را در می یابیم که  در یک لحظه مشخص و تنها برای " شخصیت بخشیدن " به درجه پنجم  ، رخ داده است . از سویی می دانیم  درجه پنجم هر گام ، " درجه نمایان "  در آن گام است ، بنابراین ، آکورد درجه دوم آلتره شده ، " آکورد نمایان - نمایان " نام می گیرد.
(Dominant - Dominant Accord ) 
***
اما آکورد درجه سوم هم ، آلتره به بالا شده و می تواند به آکورد ماژور تبدیل شود و همانگونه که می دانیم در این شکل ، می تواند " شخصیت نمایان برای درجه ششم VI " یابد 
نیز آکورد درجه" ششم" که به سمت بالا آلتره شده باشد ( در ساختارش، دیز پذیرفته باشد) می تواند ، شخصیت" نمایان " برای درجه دوم گام بیابد.
درجه " هفتم " هم چنانچه دو نت از 3 نت اش ، دیز بپذیرد ، و آلتره رو به بالا شود ، نقش نمایان درجه سوم را می یابد.
در نگاشت آینده به ساختار این سه نوع آکورد آلتره و نقش آنها در جمله هارمونی  ،افزونتر خواهیم نگریست .
 
آموزگار و نگارنده وبلاگ : رابعه رضوی علوی ( عسل )
منبع آموزشی : کتاب " هارمونی تحلیلی " - استاد پرویز منصوری 
(C)
************************************************
آلتراسیون در درجات سوم و ششم و هفتم گامهای ماژور - کارکرد آلتراسیون
نویسنده :  رابعه رضوی 
Rabeah Razavi 
 ساعت ۸:۵۵ ‎روز ۸ دی ۱۳٩٢
درود بر همراهان وبلاگ وکالیست سوپرانو
 نوین سال میلادی  سرشار از  نوانش و قرین نیکویی و آرامش و نتهای گوش نواز  . بس رنگین وطرب آگین.
در ادامه مجموعه آموزشهایم درباره " مدلاسیون کروماتیک " و  آلتراسیون  در دانش هارمونی ، اکنون به این نکته اشاره می کنیم که  آلتراسیون در دیگر درجات گام چگونه است.
یکی از مهمترین این درجات ، چنانکه گفتیم آکورد درجه پنجم ، V  ، بود . آکورد درجه III  ( سوم ) و نیز درجه  VI ( ششم ) هم چنانچه آلتره به سوی بالا شده ( دیز دار شوند ) ، نقش نمایان را برای درجه دوم گام ایفا می کنند.
نمونه : اگر  آکورد ( می - سی - سل - می ) که درجه سوم گام دو ماژور است را به درجه ششم آن ( لا - دو -  لا - می ) که همانند همیشه دو نت نخست در کلید فای خط چهارم و در بخشهای باس و تنور و دو نت دوم به ترتیب در بخشهای آلتو و سوپرانو هستند  را در میزان نخست در نظر بگیریم و در میزان دوم ، را به ترتیب با آکوردهای درجه سوم و ششم بنویسیم که در آن آکورد درجه سوم رو به بالا آلتره شده است ( و البته این سوم آکورد درجه سوم است که به بالا آلتره شده و دیز پذیرفته ) ، چینشی چنین خواهیم داشت :
(می - سی - سل " دیز " - می )   آکورد درجه III  آلتره که به آکورد درجه ششم VI  ، ( لا ، دو ، لا ، می )  وصل شده است ( و دو نت نخست در کلید فای خط چهارم و دو نت دوم در کلید سل نوشته می شود ) 
اما اگر بخواهیم آکورد درجه ششم نقش نمایان را برای آکورد درجه دوم ، ایفا کند ، به این چینش می رسیم که 
( لا - لا - می - دو ) که آکورد درجه ششم است به ( ر - لا - فا - ر ) که آکورد درجه دوم است ، وصل می شود ( همانند همه نمونه ها دو نت نخست در کلید فای خط چهارم و دو نت دوم در کلید سل ) در میزان نخست
و در میزان دوم آکورد درجه ششم به آکورد آلتره درجه دوم وصل خواهد شد و آلتراسیون در درجه ششم رخ می دهد و این آکورد نقش " نمایان " را برای درجه دوم گام الگوی دو ماژور ، بر عهده می گیرد  
چینش آکوردها چنین است 
لا - لا - می - دو دیز   آکورد درجه VI ( ششم ) به ( ر - لا - فا - ر ) یا  آکورد درجه دوم آلتره (II ) با یک نشانه دیز در بالای آن به مفهوم آلتره شدن "سوم آکورد درجه دوم  
و در نهایت ، آکورد درجه هفتم  VII در هنگامی که دو نت در ساختارش دیز بپذیرد ، آلتره رو به بالا شده است 
همانگونه که استاد پرویز منصوری در ص 145 کتاب هارمونی تحلیلی اشاره می کنند ، مینورهای حقیقی (  آکوردهایی که بن مایه کوچک دارند ) ، هنگامی که آلتراسیون رخ می دهد ، از شکل کوچک برون شده ، و به آکورد ماژور ( بزرگ ) ، می رسند . بنابراین  به عقیده اینجانب ( رابعه رضوی ) نگارنده وبلاگ وکالیست ، کار اصلی آلتراسیون در این شرایط ( ماژور ساختن اکوردهای مینور ) است . البته این آلتراسیون ممکن است باعث دگرگونی هایی هم در فواصل شود ( برای نمونه یک فاصله را به " درست " یا " بزرگ " ، تغییر دهد ( که در تئوری مفهومش را می دانید و نیازی به تکرار آن نمی بینم ) . مقصود این است که اگر همزمان دو نت از سه نت آکورد سه صدایی ، رو به بالا آلتره شود ، برای نمونه فاصله پنجم و سوم ، فاصله پنجم با آلتراسیون ، ( پنجم درست ) می شود و سوم ، با آلتراسیون ( سوم بزرگ ) و اکوردهای ماژور هم نقش " نمایان" را ،  می پذیرد.
در باره آلتراسیون درجه هفتم گام و نیز شکلهای دیگر آلتراسیون در اکوردهای دگر ازجمله سون( 7 ) و مینورها(m)  در نگاشت های دگر خواهم گفت.
آموزگار و نگارنده و نویسنده وبلاگ وکالیست سوپرانو : رابعه رضوی
 ( عسل )
کتاب آموزشی : هارمونی تحلیلی - استاد پرویز منصوری
(c )
All Rights Reserved
Rabeah Razavi
 (Asal)
***************************************
آلتراسیون در آکوردهای سون (7)
نویسنده : رابعه رضوی 
Rabeah Razavi 
ساعت ٩:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۵ دی ۱۳٩٢
کلید واژه ها : آکورد سون، آلتراسیون در هارمونی، رابعه رضوی (rabeah razavi)، آکورد هفتم نمایان
 
درود بر یاران .
در نگاشت پیشین درباره این نکته مهم در آلتراسیون گفتیم که نقش اصلی آن گاه تبدیل  آکورد مینور به آکورد ماژور است  . در اینجا  کار آلتراسیون این است که "سوم " و " پنجم " آکورد را به ترتیب به سوم بزرگ و پنجم درست ، دگرگون سازد  تا از آکورد مینور به آکورد ماژور برسیم .
اما این همه در آکوردهای 3 صدایی است.
آکوردهای سون (7) که یک آکورد چهارصدایی است که می تواند به وسیله " آلتراسیون " دگرگونی پذیرد .
اگر در ساختار آکورد 7 ، یک فاصله " بزرگ " وجود داشته باشد ،  می تواند به پایین آلتره شود ( بمل بپذیرد )  و آن هنگام که چنین شد ، آکورد ماژور را به " آکورد هفتم نمایان " دگرگون سازد  . 
نمونه :
دو - سل ( در کلید فای خط چهارم ) سی - می( در کلید سل ) ( آکورد دو ماژور سون است ) را به  فا -فا - لا - فا  در میزان نخست
دو - سل  {در کلید فای خط چهارم} - سی ( بمل ) - می { در کلید سل }  ( که آکورد سون آلتره دو ماژور است  (I7b ) به آکورد فا - فا - لا - فا ، می پیوندد .
این آکورد ماژور سونی است که هفتم آن رو به پایین آلتره شده است .
نیاز به یاد آوری نیست که هفتم آکورد سون درجه اول گام دو ماژوری که رو به پیین آلتره شده باشد ، ( نت سی بمل ) است.
آلتراسیون همچنین می تواند آکوردهای کوچک و بزرگ را به آکوردهای کاسته و افزوده  دگرگون سازد ( یا ماژور و مینور ها را به دیمینیش و آگومانتد تبدیل کند ) .
***
آلتراسیون در مینور :
نت آلتره رو به بالا در آکورد را می توان درجه  هفتم  و همین گونه به سان ششم گام مینور ملودیک بالا رونده بدانیم .
استاد پرویز منصوری در کتاب " هارمونی تحلیلی - ص 145 " ، معتفدند اگر نت آلتره را  سوم آکورد در نظر بگیریم ، می تواند این نت { به طور خلاصه }  درجه هفتم یا ششم مینور شود .
البته " مینوری که ملودیک است و بالارونده " و اینجاست که برای نمونه اگر نت آلتره ، "سوم آکورد درجه سوم باشد "  ( یعنی ذز ساختارش به جای نت بکار از دیز استفاده شود ) می تواند نقش نت هفتم در یک گام دیگر ( همانند لا مینور) را بر عهده گیرد  که این نت اینجا درجه پنجم گام می باشد.
در این باره و نقش آلتراسیون در مینورها ، در نگاشته آینده ، فزونتر خواهیم دانست.
نویسنده و آموزگار : رابعه رضوی ( عسل )
منبع آموزشی : کتاب هارمونی تحلیلی - استاد پرویز منصوری - چاپ دوم
فصل دهم
 (C)
Rabeah Razavi
All Rights Reserved
****************************************************
آلتراسیون در گامهای مینور - بخش پایانی + نکات اساسی در مدلاسیون
نویسنده :  رابعه رضوی Rabeah Razavi 
 ساعت ۸:۵۴ ‎ق.ظ روز ٢٢ دی ۱۳٩٢
کلید واژه ها رابعه رضوی ( عسل )rabeah razavi ، آلتراسیون در گامهای مینور، تعادل تنالیته در التراسیون، راهکارهای آلتراسیون و مدلاسیون
 
درود بر یاران .
در نگاشت پیشین درباره کارکرد " آلتراسیون " در گامهای سون (7) و نیز برخی گامهای مینور ، گفتیم. 
 نمونه ای را که برشمردیم ، اکورد ( می - سل - سی ) است . اینجا اگر " سل " ، که نقش سوم آکورد درجه سوم گام دو ماژور را داراست ، را " دیز دار " و آلتره کنیم ، به آکورد ( می - سل دیز - سی ) می رسیم که خود این آکورد ، درجه پنجم (V) از گام " لا مینور " Am است
نکته : اگر از آموزه های نخستینم در این وبلاگ به یاد داشته باشید ، شباهتی بسیار اساسی و مهم  میان این دو گام ، " دو ماژور " C و " لا مینور " Am، وجود دارد و آن " دیز یا بمل نبودن " هیچ یک از نتهای سازنده گام بود .
اکنون اگر آکورد درجه سوم گام دو ماژور  که نت پایه اش " می " است ، به کمک آلتراسیون دیز دار شود ، می توان آن را به لا مینور و سپس به " لا ماژور " ، مدلاسیون کرد . 
اما اگر " سل دیز " درجه ششم از یک گام مینور باشد ، جرکت این گونه است :
سل دیز  به   لا دیز  به سی ، هنگامی که می خواهیم نتها را در یک بخش صدایی بچینیم و آکوردها را هارمونیزه کنیم .
واپسین ایستگاه این مدلاسیون می تواند ، در این نمونه ، " تنالیته سی مینور " باشد .چنانکه استاد پرویز منصوری نیز در ص 146 کتاب هارمونی تحلیلی خویش به این نکته اشاره دارند .
بنابراین باید چند رهنمود را همواره در آلتراسیون و مدلاسیون ، در یاد داشته باشیم :
1- اگر آکوردها ، آلتره شده ، در چیدمان هارمونیک ، قرار گیرند ، باید بکوشیم مدلاسیون دگرگونی چندانی را پدیدار نسازد .
2- اساسی ترین راه درست بودن آلتراسیون و مدلاسیون ، از دست نرفتن " نت تنالیته " ای است که تنالیته اصلی ما بوده است . نگاه داشتن " تعادل " هارمونیک باید با این شیوه باشد که اگر خواستیم نت را مدلاسیون کنیم در آن هنگام که " آلتره شده " و دیز یا بمل در ساختار خویش دارد ،  اثر آلتراسیون با آلتراسیون دیگری بر چینیم و خنثی سازیم . اینگونه دگربار ،" تعادل را به نت تنالیته" باز می گردانیم.
3- آلتراسیون ، نباید بیش از حد به کار گرفته شود ، چرا که دست کم در موسیقی کلاسیک ،   تعادل پایه تنالیته را از بین می برد  و مدلاسیون را دشوار می سازد.
نمونه یک آلتراسیون که به سی مینور و شاید سی ماژور در پایان جمله می رسد را به هم بررسی کنیم :
در میزان نخست  ، آکورد درجه V  آلتره گام لا مینور را همانا " می - سی در کلید فای خط چهارم  - سل دیز - می  در کلید سل  باشد را می نویسیم و به آکورد درجه  یکم I  از گام Am  لا مینور در همین میزان می پیوندیم ، که چینش نتهایش ، لا  در کلید فای خط چهارم ، دو میانه ، لا در کلید سل و می اکتاو در کلید سل است.
همه نتها ، گرد است.
میزان دوم : می - سی هر دو در کلید فای خط چهارم - می - سل دیز ، هر دو در کلید سل 
ر دیز - لا دیز هر دو در کلید فای خط چهارم  و نتهای می - دو دیز هر دو در کلید سل .
سی - سی  هر دو در کلید فای خط چهارم - ر - سی هر دو در کلید سل 
میزان سوم :
سی در کلید فای خط چهارم - سی میانه - ر در کلید سل - سی در کلید سل
میزان چهارم:
دو  (در کلید فای خط چهازم) و می - سل - دو ( در کلید سل ) ،  همه نتها  سفید
لا ( در کلید فای خط چهارم ) و می - لا - دو ( در کلید سل ) ، همه نتها ، سفید
میزان پنجم :
می در کلید فای خط چهارم - می و سل دیز و  سی( هر سه در کلید سل )  و همه نتها ، سفید
فا دیز  در کلید فای خط چهارم ، دو دیز و فا دیز  و لا دیز در کلید سل و همه نتها ، سفید .
و در پایان :
سی  در کلید فای خط چهارم  - ر ، فا ، سی   هر سه در کلید سل  و همه نتها ، سفید. 
از نگاشت آینده ، درس اصلی این بخش ، که همانا مدلاسیون کروماتیک " است را آغاز خواهیم کرد.
 نویسنده و آموزگار  : اینجانب -  رابعه رضوی علوی (عسل )
منبع آموزشی : کتاب هارمونی تحلیلی - استاد پرویز منصوری - فصل یازدهم
*************************************************
مدلاسیون کروماتیک- نخست : تفاوتهای مدلاسیون دیاتونیک و کروماتیک
نویسنده : رابعه رضوی Rabeah Razavi 
 ساعت ۱٠:٠۴ ‎ق.ظ روز ٢ بهمن ۱۳٩٢
کلید واژه ها : رابعه رضوی ( عسل )rabeah razavi ، مدلاسیون کروماتیک، دو دیز ماژور، گردش درون گام دو ماژور
 
درود بر همراهان گرامی نخستین وبلاگ آموزشی " سلفژ و هارمونی تحلیلی وبلاگ وکالیست سوپرانو " .
یک ماه پیش از پایان 11 سالگی این وبلاگ ، به بخش تازه ای گام می نهیم که همانا " مدلاسیون کروماتیک " است .
پیش از این یاد گرفتید که چگونه آکوردها را در جملات هارمونی به گونه ای سامان دهید که آکوردهای طبیعی در کنار آکوردهای " آلتره = دیز یا بمل دار " ، قرار گیرد . اگر جملات موسیقایی در همه میزانها درست نگاشته شده باشد ، درخواهیم یافت که در بسیاری موارد " آلتراسیون " و گاه " مدلاسیون" ، می تواند یاریگر نگاشتن جملات زیباتر موسیقایی شود .
هر آنچه تا کنون گفته شد ، درباره مدلاسیون " دیاتونیک " بود . اما در نگاشته های آینده ، به مدلاسیون " کروماتیک " خواهیم پرداخت .
باید گوشزد کنم ، چیزی به نام " آکورد واسطه " در مدلاسیون کروماتیک وجود ندارد. دلیل این امر نیز بسیار منطقی است . از این رو که در چیدمان آکوردهایی که بیشتر نتهایش دیز یا بمل پذیرفته است ، آکوردهای واسطه بدان شیوه دیاتونیک  مفهومی ندارد. راه بهتر این است که همان قوانین را اینجا نیز اسفاده کنیم اما در چیدمان آکوردها ، به گونه ای عمل کنیم که آن روند طبیعی یا تعادل که در نوشتار پیشین بدان پرداختیم از بین نرود.
 برای نمونه اگر آکورد درجه پنجم گام را به آکورد درجه ششم، آکورد درجه ششم  ( که آکورد واسطه ) آلتره کنیم و به جای مینور ، آن را به شکل آکورد کامل ماژور بیاوریم، می توانیم در همین تنالیته ، چند آکورد آلتره را در کنار هم آورده و در نهایت به یک تنالیته دیگر ( که  می تواند از تنالیته نخست، دور ، یا به آن نزدیک باشد ، مدلاسیون کنیم .
این را در مجموعه ای از آکوردها ، بررسی می کنیم :
4/4 : میزان نخست :
دو  سفید و سل سفید نقطه دار ، هر دو در کلید فای خط چهارم ،می  و دو اکتاو ، هر دو در کلید سل
و  سل  سفید و  فا سیاه   ، هر دو در کلید فای خط چهارم  ، ر سفید سی سفید ، هر دو در کلید سل 
میزان دوم :
لا  سفید  ، می  سفید، هر دو در کلید فای خط چهارم ، دودیز سفید  ، لا سفید  هر دو در کلید سل
سی بمل  سفید ، سل  سفید ، هر دو در کلید فای خط چهارم ، ر سفید سل سفید  هر دو در کلید سل
میزان سوم :
لا گرد و  لا اکتاو سفید هر دو در کلید فای خط چهارم ، ر سفید، فا سفید  هر دو در کلید سل
به نت دو میانی و   بکار  سفید در بخش صدایی آلتو ، و نت می  سفید در بخش صدایی سوپرانو هر دو در کلید سل
و نت سل سیاه در بخش صدایی تنور .
میزان چهارم :
ر سفید در کلید فای خط چهارم ،  سل سیاه در کلید فای خط چهارم که با یک خط اتحاد به نت سل سیاه میزان پیشین پیوسته ،  سی بمل سیاه در کلید سل و ر سفید در کلید سل
فا دیز سیاه  در کلید فای خط چهارم در بخش تنور  و  لا سیاه میانه در بخش آلتو
سل سفید در کلید فای خط چهارم ، سل اکتاوش در کلید فای خط چهارم  دو میانه سیاه در بخش آلتو  و می در کلید سل در بخش سوپرانو
سی بکار  سیاه در بخش آلتو ، ر سیاه  در بخش سوپرانو 
فا چنگ در بخش تنور دو گرد  سفید  ، می گرد سفید هر دو در کلید فای خط چهارم و سل گرد بر خطوط میانه در بخش آلتو و دو میانه  گرد در بخش سوپرانو
اینجا در همه میزانها نتهای بخش سوپرانو ، حرکت پایین رونده و دیاتونیک در تنالیته دو و گام دو ماژور دارند ، هیچ نتی هم آلتره نشده است  نکته اساسی این است که بگوییم می شود در درجه های دیاتونیک گام هم ، از برخی آکوردهای آلتره بهره جست .
اینحا در جملات ما تنها و تنها " آلتراسیون " رخ داده است و نه مدلاسیون .
این آلتراسیونی را نشان می دهد که پیوندهایش ،  کروماتیک به  دو ماژور   حرکت داشته است .
اما ممکن است به گونه ای جملات هارمونی نگاشته شود که میزانها آرام آرام به سوی تنالیته " دو دیز ماژور "، پیش روند .
نمونه :
میزان نخست 
لا سفید   می سفید در کلید فای خط چهارم ، دو دیز سیاه  لا سفید در کلید سل
فا دیز سفید  لا میانه سیاه هر دو در کلید فای خط چهارم  لا سفید میانه  دو دیز اکتاو سفید هر دو در کلید سل
میزان دوم :
سی سفید در کلید فای خط چهارم ،  ر دیز گرد میانه ، فا دیز  سفید ، سی سفید نقطه دار 
سل دیز سفید در کلید فای خط چهارم  ، فا دیز سفید در کلید سل، سی دیز  سیاه در کلید سل بخش سوپرانو 
دو دیز  گرددر کلید فای خط چهارم  ، دو  دیز گرد میانه  ، می دیز گرد در کلید سل ، دو دیز اکتاو  و گرد  در کلید سل
این جمله ها از دو ماژور به سمت " دو دیز ماژور " پیش می روند . اینجا "مدلاسیون کروماتیک " رخ می دهد . مهمترین تفاوت مدلاسیون دیاتونیک و کروماتیک در این است که در مدلاسیون کروماتیک ، آن قانونی که می گوید نباید حرکتها ، " کروماتیک " باشد و بیشتر در آلتراسیون و مدلاسیون دیاتونیک رخ می دهد ، وجود ندارد ، این مدلاسیون کروماتیک است و   حرکات کروماتیک ، نیز به کار می آید.
اما درباره فوسرلاسیون  قانون این است که در هر دو شکل دیاتونیک و کروماتیک ، کمابیش باید از آن دوری جست .
در نگاشت آینده به این موضوع و نیز نقش نتهای آلتره در آکورد بیشتر می پردازیم.
نویسنده و آموزگار : اینجانب رابعه رضوی علوی ( عسل )
منبع  آموزشی این بخش از درسهای وبلاگ وکالیست سوپرانو: هارمونی تحلیلی - استاد پرویز منصوری- چاپ دوم- انتشارات پارت - 1378
(C)
(Rabeah Razavi(Asal
************************************************************
مدلاسیون کروماتیک و نقش نتهای آلتره در درجات گوناگون گام - نخست - درجه اول
نویسنده :  رابعه رضوی Rabeah Razavi 
 ساعت ۸:٢٠ ‎ق.ظ روز ٢۳ بهمن ۱۳٩٢
 کلید واژه ها :  آلتراسیون، فوسرلاسیون، حرکت کروماتیک
درود بر یاران.
در نگاشته پیشین گفتیم که  به یاری  پیوندهای آلتراسیونی می توان  ساختار هارمونیک را از تنالیته ای به تنالیته بسیار دورتر ،  دگرگون ساخت.
نکته ای که در این نگاشت بدان خواهیم پرداخت این است که  زیر درجات  دیاتونیک  در گام هم می توان  از آکوردهایی استفاده کرد که " آلتره " هستند  یا به بیان بهتر نسبت به ساختار نخستین خود دیز یا بملی دگر پذیرفته اند .
نیز دانستیم که " فوسرلاسیون "  با آنکه در هارمونی کروماتیک به همان اندازه هارمونی دیاتونیک ، خطا نیست ، اما نکوتر آن باشد که اندک به 
کار رود .
 استاد پرویز منصوری در کتاب هارمونی تحلیلی خود به این نمونه در ص 148 اشاره می کنند و آن را یکی از  نمونه های متداول " حرکت  کروماتیک  پایه آکورد " می دانند  که هشتم آکورد به هفتم آن می رود.
آنچه  " فوسرلاسیون "  را از خطا بودن در هارمونی کروماتیک می رهاند ، " حرکت کروماتیک " در یکی از بخشهای صدایی یعنی باس ، تنور ، آلتو یا سوپرانو  است.
نمونه :  4/4 :( باس ) لا سفید  ، ( تنور ) سل گرد هر دو در کلید فای خط چهارم و می گرد در بخش (آلتو) و  دو اکتاو سفید در بخش (سوپرانو )
به  دو دیز سفید  در بخش باس در کلید فای خط چهارم   و سی سفید در بخش سوپرانو  در کلید سل   در میزان نخست
لا سفید ( باس ) در کلید فای خط چهارم  و دو میانه سفید ( تنور ) و  لا سفید در کلید سل ( آلتو ) و  می گرد ( سوپرانو )
فا دیز سفید ( باس ) در کلید فای خط چهارم  و  دو دیز میانه و سفید ( تنور )   و سل سفید ( آلتو ) در کلید سل
گرچه ایشان نیز بیان می دارند این فوسرلاسیون در مفهوم نادرست کلمه نیست و بنابراین این نمونه یک پیوند هارمونیک - کروماتیک درست است .
دیگر اینکه باید به نقش نتهای آلتره در آکوردها نگریست .
می دانیم که همه آکوردها ، بنابر انچه پیشتر گفته شد آلتره می شوند . اینکه نت هر درجه از گام در هنگام آلتراسیون چه وضعیتی پیدا می کند را در این نگاشت و نگاشتهای دیگر بررسی می کنیم .
 پیوند یکم و دوم :
پیوند یا وصل آکورد درجه یکم  بر آکورد سون 7 درجه اول  همین نمونه و  بر آکورد درجه  ششم سون  در بخش صدایی تنور ، آمده است .اما نباید اینجا و در این نمونه  آلتراسیون رو به پایین ، انجام گیرد .ساختار اکورد ، بمل بپذیرد  . دلیل آن را هم  دشواری " حل " آن دانسته اند .
اما آکورد درجه ششم چنین نیست . همان آکوردی که نت درجه  اول گام ، سومش است .
  برای نمونه گام دو ماژور و آکورد درجه ششم ( لا - دو - می )  که در شکل پایگی ، نت دو ، درجه اول گام دو ماژور است که سوم آکورد درجه ششم همین گام هم هست.
نت درجه یکم  یا " دو " که سوم آکورد درجه ششم است ، در نمونه مورد بررسی ما به بالا آلتره شده و دیز پذیرفته است و نت  پایه آکورد درجه ششم یا  نت لا ، هم در اینجا ، دیز پذیرفته و رو به بالا آلتره شده است .
این آکورد 7 سون کاسته  است که  آکورد هفتم  سون 7  تنالیته  ، سی مینور "یا در مواردی سی ماژور ، بوده و می تواند ، تنالیته را پایان بخشد.
یا آنکه می توان  نتهای درجه یکم و سوم را رو به بالا ، آلتره کرد   و برای نمونه نگاشت :
 4/4 : لا سفید  - دو سفید در کلید فای خط چهارم      لا سفید  در بخش آلتو  - می  اکتاو گرد ( سوپرانو ) هر دو در کلید سل
    به  لا دیز سفید ( باس ) - دو دیز سفید ( باس ) در کلید فای خط چهارم - سل  سفید در بخش آلتو - در کلید سل  در میزان نخست و 
 سی گرد ( باس ) در کلید فای خط چهارم - ر گرد میانه ( تنور ) - فا دیز گرد ( آلتو ) - سی  گرد ( سوپرانو )  در کلید سل در میزان دوم
لا سفید ( باس )  در کلید فای خط چهارم - دو میانه سفید ( تنور ) - لا سفید ( آلتو ) - می اکتاو( سوپرانو ) سفید نقطه دار در کلیدسل 
 می میانه سیاه ( آلتو )  و دو دیز اکتاو و سیاه ( سوپرانو )
در میزان نخست 
سی دیز ( گرد )   ( در بخش باس  و کلید فای خط چهارم )  ،  ر دیز گرد ( تنور ) در کلید فای خط چهارم و  فا دیز گرد در بخش آلتو در کلید سل  و سی گرد در بخش سوپرانو با کلید سل در میزان دوم
که این آکورد هم  ،بخش صدایی سوپرانو را زیبا ساخته است و پیش از پایان آکورد در آن وضعیت را دگرگون می سازد یا تغییر وضعیت می دهد.
نکته دیگر اینکه " نت سل " در تنالیته سی ماژور وجود ندارد و برای بیان این نت از آکورد سون 7 کاسته بهره جسته  شده  و راه نکوتر برای رسیدن به این آکورد هم بهره جویی از نت " سل دیز " در بخش  صدایی آلتو است .
نتیجه اینکه با هر دو روش می توان به تنالیته " سی ماژور " رسید .اما در نمونه دوم راه جلوه کردن آکورد زیبای سون را سد می کنیم که من ( رابعه رضوی )( عسل ) به عنوان نگارنده و آموزگار وبلاگ وکالیست سوپرانو ، راه نخست را ترجیح می دهم و خوش نواتر می دانم.
در نگاشت آینده به " نقش نت آلتره درجه دوم گام " در مباحث " هارمونی کروماتیک می پردازم.
آموزگار : رابعه رضوی ( عسل )
منبع آموزشی : هارمونی تحلیلی - استاد پرویز منصوری 
*******************************************************************
آغاز دوازهمین سال نگارش وبلاگ آموزشی وکالیست سوپرانو 
سخنی با مخاطبان
نویسنده :  رابعه رضوی Rabeah Razavi 
ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ روز ۳ اسفند ۱۳٩٢
rabeah  razavi، vocalistmezzosoprano، رابعه  رضوی، آغاز دوازدهمین سال نگارش وبلاگ وکالیست سوپرانو
 
درود بر همرهان وبلاگ وکالیست سوپرانو
امروز در پایان یازدهمین سال و آغاز دوازدهمین سال نگارش و آموزش موسیقی در نخستین وبلاگ آموزش موسیقی در پرشین بلاگ به یاد می آورم که در ابتدای راه  تنها چند وبلاگ آموزشی در این باب در میان وبلاگهای ایرانی وجود داشت . بسیار خوشنودم که یکی از نخستین وبلاگهایی بودم که هدفش از نخست آموزش علمی و دقیق ودرست " مبانی آهنگسازی " بود که همانا از تئوری و "سلفژ "تا دیکته موسیقی و نت خوانی و نیز "  دانش گسترده و دشوار هارمونی درموسیقی" را در بر می گرفت .
از همان ابتدا تصمیم گرفتم از " خطوط حامل " و " تصویر " در نگاشته هایم استفاده نکنم
 چرا که مخاطبان اصلی وبلاگ آن گروه از افراد هستند که دست کم "جایگاه نتها را روی حامل یازده خطی "می دانند .
نکته دیگر اینکه "در وبلاگ وکالیست سوپرانو "به جز "دانش موسیقی" به هیچ موضوع دیگری پرداخته نشده و نخواهد شد .
مشکل اصلی همه این سالها این بوده است که بسیاری از این مخاطبان این اصل مهم را نادیده می گیرند و پیامهایی برای وبلاگ می گذارند که هیچ ارتباطی به موضوع وبلاگ ندارد . از این جهت که علاقه ای به زدودن پیامهای شما مخاطبان گرامی ندارم بنابراین از شما می خواهم اگر پیامتان درباره موضوع مورد بحث برای نمونه " بحث مدلاسیون کروماتیک " در دانش هارمونی در موسیقی است و ابهامی در آموزش وجود دارد، بیان دارید . از پذیرش و خواندن دیگر پیامهای بی ارتباط با موضوع خودداری خواهم کرد متاسفانه در تمامی این 11 سال تنها نکته ای که بدان عمل نشد همین پیوستگی  پیامها با موضوع مطلبی است که نگاشته ایم. جدا از اینکه بارها و بارها با پیامهای نادرست بسیار آزرده شده ام .
اما این همه در مقابل هدفی که از ابتدا داشته ام و همانا " آموزش همگانی مبانی موسیقی " است،  چندان از اهمیت برخوردار نیست .
من هنوز هم می توانم و  باید  کار پژوهشی و آموزشی ام در این وبلاگ را ادامه دهم و چنین نیز خواهم کرد.  زمان  اکنون و مخاطبان تازه گرچه به نکویی مخاطبان و همراهان نخستین این  وبلاگ نیستند ،  اما امید که همراهان درستی برای ادامه این شیوه آموزش مجازی و رایگان باشند.
دوستان من  به خوبی می دانند که" با وجود نداشتن کمترین منبع درآمد شخصی  هنوز هم به رایگان بودن آموزشها تاکید دارم."
 نکته دیگر اینکه اینجانب ،  کتابهایی که مورد استفاده برای آموزش قرار می دهم را تجزیه و تحلیل می کنم و هرگز به دگربار " رونویسی " کتابهای اساتید اعتقادی ندارم .
چرا که بایستی حقوق مولف و مصنف برای ایشان به تمامی رعایت شود . چنانکه مقاله هایی در این زمینه نگاشته ام و بدان تاکید داشته ام .
بنابراین اگر مطلبی از این وبلاگ نقل می کنید ، به نام کتاب و نویسنده ای که در پایان آموزشها به عنوان ماخذ بیان می شود توجه کافی داشته باشید و چه نکوتر اگر چون من همه این کتابها را خریداری کنید . با بیان اینکه  این کار برای من سود مادی ندارد و چه بسا باعث سود مادی دگران شود .
****
   باید این نکته ای را به نگاشته امروز بیفزایم  . این  که مدتی است  در پی " تاسیس آموزشگاه موسیقی " بوده ام . اما  "سرمایه مادی " ندارم و به دلیل بانو بودنم  امکان آموزشگاه تاسیس کردن  وجود ندارد  . این موضوع که بارها مورد پرسش شما همراهان بوده است  نیز  هنوز به  نتیجه ای   مشخص  نرسیده است  .  پیامهای بسیاری درباره " آموزش خصوصی موسیقی " دریافت می کنم و از این جهت که فراوانی این پیام در سالهای اخیر بیش از سایر پیامهاست  ، باید بیان دارم که اینجانب تنها " آموزش عمومی " موسیقی را باور دارم و از پذیرش شاگرد خصوصی معذورم .
اما در پایان سال یازدهم و آغاز سال دوازدهم،   آرزو  می کنم محیط  بی دغدغه و آرامی برای آموزش علمی این دانش گرانبها به شما خوبان را در اختیار داشته باشم تا بتوانم کار آموزشی خویش را دنبال کنم .
نیاز به یاد آوری نیست که وبلاگ وکالیست سوپرانو تنها نمایانگر آموزش من به شماست و نه شاخص دانش موسیقایی اینجانب .
 کماکان به کار آهنگسازی و نوازندگی و وکال ادامه خواهم داد و از شما می خواهم تنها از نشانی های من به شنیدن این آثار بپردازید .
زاد روز "وبلاگ وکالیست سوپرانو" بسی رنگین و آهنگین 
هفته آینده  نخستین نگاشت سال دوازدهم که ادامه موضوع " مدلاسیون کروماتیک " است را خواهید آموخت .
با احترام و مهر بسیار.
نویسنده و آموزگار وبلاگ وکالیست سوپرانو از روز نخست تا کنون  : رابعه  رضوی علوی ( عسل )
آغاز نگارش : 1381/12/3 و 1381/12/4
تا امروز
(C) 
Rabeah Razavi
( Asal)
All Rights Reserved
****************************************************
مدلاسیون کروماتیک - آلتراسیون های درجه دوم گام - روش 6 ناپولیتن (6N)
نویسنده :  رابعه رضوی Rabeah Razavi 
ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱٠ اسفند ۱۳٩٢
کلید واژه ها :  (6) neapolitan، کادانس، درجه دوم گام
 
درود بر یاران .
اگر به یاد داشته باشید درباره " مدلاسیون  کروماتیک " سخن می گفتیم و اینکه درجات مختلف گام در آلتراسیون چه دگرگونی هایی می یابند .
به درجه یکم اشاره کردیم و اکنون به   درجه دوم  گام می پردازیم .  درجه دوم گام می تواند هم  آلتراسیون بالارونده داشته باشد و هم آلتراسیون به سوی پایین را بپذیرد
این بدان مفهوم است که  برای نمونه اگر نت درجه دوم گام در خط سوپرانو  آمده باشد می توان آن را به درجه سوم گام ، " حل هارمونیک " کرد . فرض کنیم این نت ،  "ر دیز " است و در هنگام نت نویسی آن را برای بخش سوپرانو در نظر گرفته ایم و در بخشی از ملودی ، آمده است . اکنون می توانیم ، برای حل ، به نت " می " بیندیشیم که نت درجه "سوم " گام دو ماژور است که قطعه الگو را در آن نوشته ایم .
حال اگر  وضعیت این نت ،  به آکورد " سل - سی - سل  - ر " که آکورد ساخته شده روی درجه پنجم  گام الگوی دو ماژور است را بسنجیم  می توانیم نت را در خط ملودی سوپرانو ، پس از ر بکار ، به شکل ردیز  بیاوریم .آنگاه همین آکورد را همانند همه وصلهای آشنای " پنج به یک " ، از آکورد درجه پنجم به آکورد درجه اول ، وصل کنیم " دو - دو -سل - می "
یا اگر نت درجه دوم که " ر " است را پایه آکورد درجه دوم " ر - لا - فا - ر " ، در چیدمانی هارمونیک و در چهار بخش صدایی در نظر بگیریم ، می توانیم به " آلتراسیون بالارونده " هم بیندیشیم یا به بیان ساده تر ، آن را بر درجه سوم گام  " حل " کنیم  و در اینجا از سوم آکورد در پیوند با آکورد درجه سوم بهره گیریم .
نمونه : " ر - لا - فا - ر " به " ردیز - فا دیز - دو " به " می - سل - سل - سی " که  از ر به ر دیز به می در بخش سوپرانو رسیده ایم . " ر " درجه دوم ، " می " درجه سوم گام دو ماژور است و " حل " صورت پذیرفته است.
یا اگر بخواهیم  در درجه دوم ،پایه آکورد را بیاوریم ، و آن را "تکرار" کنیم ، یکی از این دو  را دیز دار می کنیم . 
استاد "پرویز منصوری "در کتاب " هارمونی تحلیلی " ص 151 ، به این نکته اشاره می کنند و بیان می دارند که " ناگزیر یکی از آنها رو به بالا آلتره می شود و نت دیگر با حرکت متصل به پایین ، هفتم آکورد را تامین می کند و نت 7 می تواند به فاصله هفتم کاسته بیاید که  امکان مدلاسیون به آکورد مینور " سل دیز-سی - ر دیز -سل دیز " می یابد .
این به چه معناست ؟ 
تحلیل  اینجانب ، این است که  اگر ما  آکورد درجه دوم را داشته باشیم  که " ر -فا - لا " یا در شکل چهار صدایی اش " ر - لا - فا - ر " است ، برای اینکه بخواهیم به " مدلاسیون کروماتیک " برسیم ، باید نت ر که درجه دوم گام است را " دیز دار " کنیم یا به بالا آلتره کنیم ، و آن را به شکل " ردیز " در  پایه آکورد که بخش " باس "  در شکل پایگی است بیاوریم ، و دیگر نتهای آکورد را بر اساس آن بنویسیم . "ر دیز - فا دیز-  لا- دو دیز "
و در پایان " سل دیز در باس - سل دیز در بخش تنور و هر دو در کلید فای خط چهازم - ر دیز در بخش آلتو - سی   در بخش سوپرانو" که  همان آکورد درجه پنجم مینوری است که اشاره شد را در چهار بخش صدایی بنویسیم 
اما اگر درجه دوم گام ، بخواهد به سمت پایین آلتره شود ، کار آسان نیست . دلیل آن بمل دار شدن  آکورد ر - فا - لا است که ناگه تبدیل به  آکوردی "افزوده" می شود.
" ربمل - فا - لا بمل    ..... " به آکورد درجه یکم " که " دو - می - سل " 
  که در آلتراسیون به همراه  درجه پنجم آن ، " بمل دار " کنیم  وبه آکورد درجه یک وصل کردیم اما با حطای مشهور " پنجم پی در پی " روبرو می شویم . در نهایت راه درست این است که از این خطا بگریزیم و  آکورد " معکوس اول " ،  را جانشین آکورد پایگی کنیم .  در "حل " این کار به " 6 ناپولیتن " ، (Neapolitan (6 مشهور است .
کار (6) ناپولیتن این است که دوبار آکورد درجه دوم  را بیاوریم  .یک بار آن را در "یکم پایه " و  دگربار ، در  " سوم آکورد " در خط ملودی ، قرار دهیم . استاد منصوری معتقدند دلیل به کار بردن این عنوان ، بهره گیری از "کادانسهای ادبیات موسیقایی بنادر " ناپل " است . 
اگر از گذشته به یاد داشته باشید ، کادانس به مفهوم پایان بندی قطعه است .
 به 6 ناپولیتن  و درجه دوم و سوم گام در نگاشته آینده باز هم خواهیم پرداخت .
منبع آموزشی : " هارمونی تحلیلی " - استاد پرویز منصوری - فصل یازدهم
نویسنده و آموزگار وبلاگ وکالیست سوپرانو : رابعه ( عسل )رضوی
(C)
Teacher : Rabeah Razavi
***************************************************
6N و آکوردهای درجه دوم و سوم گامها در مدلاسیون کروماتیک 
نویسنده : رابعه رضوی Rabeah Razavi 
ساعت ۸:۵۶ ‎ق.ظ روز ۱٧ اسفند ۱۳٩٢
کلید واژه ها : مدلاسیون 6N، درجه دوم گام در مدلاسیون کروماتیک، درجه سوم گام در مدلاسیون کروماتیک و آلتراسیون
 
درود بر یاران .
در نگاشته پیشین در باب درجه دوم آکورد در آن هنگام که در مدلاسیون 6N  ، در جملات هارمونی به کار می رود ، سخن گفتیم .
این آکورد در حقیقت ، یک اکورد " مینور " است و با دیز دار شدن یا بمل دار شدن  یا همان آلتراسیون ، به گونه آکورد ماژور کامل و در شکل معکوس اول ، به کار برده می شود و این دگرگونی برخاسته از همین  آلتراسیون   "نت پایه "و  " نت پنجم "  به سمت پایین است.
اما آکوردهای ماژور  چه در شکل پایگی و چه در شکل معکوس اول ، می تواند با" مدلاسیون "  در نگارش آکوردها و ساخت جملات هارمونیک در موسیقی ، به کار رود.
بهترین راه این است که مبنا را این بدانیم که یکی از آکوردهای ما 6N  است . آن گاه از این مجموعه  آکورد که برای نمونه از " دو ماژور " آغاز شده است را به آکورد درجه پنجم در شکل معکوس مدلاسیون کنیم.
نمونه :
دو سفید باس  - دو میانه سفید تنور - سل گرد در آلتو - می گرد در سوپرانو در چهار بخش صدایی و می سفید در بخش باس و سی سفید در بخش تنور برای میزان نخست
 نتهای ر سفید/ باس ، ر میانه گرد /تنور ،  لا سفید/ آلتو ، فا سفید / سوپرانو 
سی سفید / باس  ،                           ، سی سفید / آلتو ، سل سفید /سوپرانو
که این آکورد همان شش-  ناپولیتن  6N در این مجموعه اکوردهاست که دز میزان دوم به کار برده شده است .
می توانیم از این آکورد به میزان سوم برسیم که  دو دیز گرد در بخش باس ، دو دیز میانه در بخش تنور ، لا دیز سفید در بخش آلتو ، و فا دیز سفید در بخش سوپرانو و نیز ،
سل دیز  /سفید در بخش آلتو و  می دیز /سفید در بخش سوپرانو و  یک نت سیاه سی در بخش تنور است .
فا دیز گرد / باس ،  لا دیز گرد  / تنور ، فا دیز گرد / آلتو ، فا دیز اکتاو گرد در بخش سوپرانو
برای میزان پایانی این نمونه از مدلاسیون ، در نظر گرفته می شود .
در نمونه ای که بررسی شد آکورد درجه پنجم معکوس دو ماژور ، آکوردی است که در " فا دیز ماژور " ، دیز دار شده و آلتراسیون گشته است.
***
درجه III - می دانیم که در ماژور ها درجات 3 و 4 ، با هم نیم پرده  فاصله دارد و این قاعده مشهور ماژورهاست .
پس نیازی به آلتراسیون به بالا ( دیز پذیرفتن درجه سوم گام ) نیست . خود درجات گام با هم نیم پرده طبیعی ، فاصله دارند
در   آکوردهای مینور ( کوچک ) هم ، اگر بخواهیم درجه سوم را به بالا ، آلتره کنیم ، دگرگونی مد رخ می دهد . این دگرگونی مد در آکورد مینور ، بی مفهوم است.
نتیجه اینکه بهتر است در آکوردهای مینور که بر درجات سوم  گام ساخته می شود ، تنها آن آکوردهایی را به کار گرفت که چنین می کنند و مد را دگرگون می سازند و دیگر آلتراسیونها را نباید به کار گرفت.
استاد منصوری در کتاب هارمونی تحلیلی در ص 154 ،  نمونه ای را بیان می دارند  و آن اینکه بهتر است " شکلی از آلتراسیون را به کار بریم که نتهای " پایه " و " پنجم " تنها یک بار ، استفاده شوند و پنجم آکورد را هم تکرار کنیم.  فاصله پایه تا سوم باید در بخشهای  کمابیش" دور " از هم ، تنظیم گردد . هر دوی نتها با حل درست  خود ، به آکورد درجه دو ماژور یا مینور ، حل می شوند. درجه سوم گام به پایین ، آلتره می شود و مد ماژور ، هیچ تغییری نمی کند . امکان مدلاسیون پیش رونده را هم فراهم می کند. ایشان معتقدند این آلتراسیون زمانی درست است که آکورد شکل " معکوس اول " داشته باشد.
نمونه :
می سفید در بخش باس / سل گرد در بخش تنور / دو میانه سفید در بخش آلتو / سل گرد در بخش سوپرانو
می بمل  سفید در بخش باس /  دو دیز سفید در بخش آلتو  در میزان نخست
ر گرد / باس ، لا گرد / تنور ، ر گرد / آلتو ، فا دیز گرد ، سوپرانو
تحلیل من ، رابعه  رضوی  علوی ،  نویسنده و نگارنده و آموزگار وبلاگ وکالیست این است که چون  آکورد اول درجه سوم گام دو ماژور است ، و نت بخش باس که می در این نمونه است به سمت پایین آلتره شده و بمل پذیرفته  و در بخش تنور نت دو ، رو به بالا ، آلتره شده و دیز پذیرفته و می دانیم آکورد در شکل معکوس اول آمده ، دلیل این چینش ، تنظیم بخشهای پایه و سوم ، دور از هم است. به یاد دارید که پیشتر گفته ایم باید بخشهای بالا  همانند  بخش صدایی تنور  ، برخلاف  بخش صدایی باس ، نوشته شوند. این چیدمان بسیار درستی برای درجه سوم و آکوردهای آن است
منبع آموزشی این بخش از آموزشهای وبلاگ وکالیست :  هارمونی تحلیلی - استاد پرویز منصوری - فصل یازدهم
 نویسنده و آموزگار : رابعه  رضوی علوی ( عسل)
ایران ؛ تهران
در نوشتار آینده ، آرشیو بهار 2014 ، سال 1393 ، از آموزشهایم را مرور خواهیم کرد. 
*********************************************************
rabeahrazaviofficial@, @rabeahrazavi

مشخصات

  • منبع: http://vocalistmezzosoprano.persianblog.ir/post/32
  • کلمات کلیدی: آکورد ,درجه ,آلتره ,آلتراسیون ,ماژور ,چهارم ,آکورد درجه ,وبلاگ وکالیست ,مدلاسیون کروماتیک ,هارمونی تحلیلی ,رابعه رضوی ,وبلاگ وکالیست سوپرانو ,ک
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

تبلیغات

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای